فرهنگی  سیاسی  اجتماعی

طایفه تیرتاجی (نگین تاجی) که گاها از آن به ایل هم یاد می گردد دارای نه تیره در بویراحمد و خارج از آن است اگرچه دکتر جواد صفی نژاد استاد تاریخ و جامعه شناسی دانشگاه تهران در اثر برجسته عشایر مرکزی ایران تنها چهار تیره صیدالی، اولاد نبی،محمدصادقی و حاجتی را در زمره تیره های اصلی و بقیه را در زمره طوایف فرعی یاد کرده

تیرتاجی ها از بازماندگان امرای اتابکان لر بزرگ هستند. (ساکن در ایذه و مالمیر بین سال های۵۵۰ تا ۸۲۷ هجری قمری )

این طایفه از طوایف مهم بویراحمد است و بیشترین نقش را از نظر فرهنگی و اقتصادی داراست.

محمود باور در این باره می نویسید:

نگین تاجی که بین خودشان به تیرتاجی معروف می باشند طایفه بزرگی است که دارای حشم و گله فراوان هستند و از سایرین آرامتر می باشند.

طبق اسناد و مدارک موجود ، تیرتاجی ها از پیشگامان اصلاحات ارضی در کهگیلویه و بویراحمد هستند و این موضوع به قبل از انقلاب سفید محمدرضا شاه پهلوی برمی گرد.(ناگفته هایی از تاریخ معاصر ایران، سید ساعد حسینی)

این طایفه بعد از سررود و شهر یاسوج در شهرستان ممسنی به ویژه منطقه رستم ، شهرهای مصیری و کوپون (گوپان) دارای بیشترین جمعیت می باشند. (نظری ،امین.تیر91)

از نظر نژادی غالب تیره های تیرتاجی مانند صیدالی ها و اولاد نبی، امیر، حاجتی ، کوهینی ها(شامل محمدصادقی و محمودآبادی ) و مادوانی ها امیر هستند. انتساب عنوان امیر به دلیل ارتباط و پیوستگی نژادی آنها با امرای سلسله اتابکان لر بزرگ ساکن در ایذه و مال امیر است که تا قبل از صفویه در اریکه قدرت بودند می باشد. (نظری ،امین.تیر91)

قرائن و شواهد زیادی در رابطه با مهاجرت تیرتاجی ها از سرزمین بختیاری (ایذه و مال امیر) به سرزمین بویراحمد وجود دارد اما با یک کنکاش و بررسی دقیق تر مشخص می شود که بخشی از نگین تاجی ها از زمان قبل از اسلام در بویراحمد زیست داشته و از اقوام بومی سرزمین بویراحمد هستند. وجود تیر و طایفه کهن یاسیچی که نام یاسوچ از آن مشتق گردیده گواهی بر این مدعاست. اولین سکونتگاه طایفه تیرتاجی در بویراحمد منطقه ییلاقی زردک و گلشن مختار است. قبرستان و سایر آثار به جای مانده از دوران باستان بیانگر هویت تاریخی این قوم است و دارای بیشترین مسیرکوچ و ایل راه (از دامنه های دنا تا کهگیلویه، دشت مور، حوالی گچساران و زیدون بهبهان) می باشند. همچنین از قسمتهایی از مناطق رستم و ممسنی نیز بعنوان قشلاق استفاده می کنند.

......................................................................................................................

تیره صیدالی بزرگترین تیره طایفه تیرتاجی به لحاظ جمعیت و آبادی است. نیای این مردم امیر صیدال فرزند امیر زالی نام دارد و در قبرستان قدیمی زردک مدفون است و از بازماندگان امرای سلسله باستانی اتابکان لر بزرگ(ساکن در ایذه و مال میر) می باشد. دارای سنگ قبری بزرگ و کشیده چهارتراش است که ظاهرا قبلا به صورت عمودی نصب بوده و و هم اکنون از نقوش و حجاری های آن چیزی باقی نمانده و در ضلع شمالی قبرستان در کنار درخت بلوطی به در خاک آرمیده. (نظری ،امین.تیر91)

صیدالی ها در شهر یاسوج و روستاهای اطراف همچمون بازرنگ (علی آباد-کریم آباد-خلف آباد)، مازه خریده و زردک، بلکو، کردلاغری، شرف آباد و بنسنجان و سرآبتاوه، قلات، تنگ سرخ، اکبرآباد، نجف آباد و در شهرستان رستم شامل: کوپن علیا،سفلی و وسطی، دهنو، زیردو، گوراب، کراشو و شهر مصیری ، شهر دوگنبدان، باشت شامل: آبدیگاه، خان احمد همچنین روستاهای تیرتاج و کلاه سیاه دشمن زیاری ممسنی، بردنگان و خومه زار ممسنی، ماهور میلاتی ممسنی و تعدادی نیز درایل قشقایی سکونت دارند. بخشی از صیدالی ها در روستاهای آرند و بلهدون در شهرستان چرام ساکن می باشند. (نظری ،امین.تیر91)

اولاد و اقارب زیادی در تیره صیدالی وجود دارد که همگی منتسب به امیرصیدال می باشد و احوال آنها به شرح زیر است:

اولادهای محمدتقی، محمدیوسف، محمدعلی، علیداد (حسن،حسین،محمد) ،زیلاب، سوزی ،اولاد علی و عزیز، آمویی، اولاد کا شیخ علی ، سه گلی ها و .....منتصب به امیرصیدال می باشند.

محمدتقی فرزند امیرصیدال دارای دو فرزند بنام های خلیل و محمدتقی بود و این دو شخص دارای اولاد و اقارب زیادی هستند که به دلیل کثرت جمعیت و... در مناطق مختلف همچون سررود بویراحمد، ممسنی و رستم، دوگنبدان و باشت و آرند چرام ساکن هستند و مشتمل بر خانواده های زیر هستند:

فامیل های های نظری، علیزاده ، غلامی، رضایی در علی آباد و شهر دوگنبدان، نیکنام در مصیری، زادی، بهنام پور و نگین تاجی در قلات و کوپن، کرمی برز آباد در حومه یاسوج ، یوسفی در اکبرآباد، پناهی، رنجبر و آریان فر در کردلاغری، شهبازی و پناهی در آبدیگاه باشت، پناهی، عرب، ثابت نیا و ثابت قدم در زیردو رستم ممسنی، همچنین مجتهدی،زارع و نوروزی در آرند چرام (نظری ،امین.تیر91)

بخشی از اولاد محمدتقی به سرپرستی ملامحمدرضا صیدالی و کاعلی پناه صیدالی (با نام فامیلی نیکنام) در زمان جعفرقلی خان رستم به منطقه رستم عزیمت و در مصیری و کراشو سکنی گزیدند و اقدام به عمران و آبادی نمودند و تا زمان حاضر در آن منطقه سکونت دائم دارند. بخشی از بنکوی مذکور نیز در شیراز و تهران سکونت دارند.

اولاد محمدیوسف: محمد یوسف فرزند رمضان دارای سه فرزند به نامهای کا علی پناه و کا علی گرگ و کا ابوطالب بود و بازماندگانش به اولاد محمدیوسف معروفند و مشتمل بر فامیل های یوسفی،پناهی، حیدری و ... است. کاعلی پناهی ها در مازه خریده و قلات، کا علی گرگیها در اکبرآباد یاسوج و دهستان بردنگان نورآباد ممسنی (پیردون، باطون، نرماب، میانه و چم گز)، کا ابوطالبی ها ساکن در ایل قشقایی، طایفه کشکولی مناطق ماهور میلاتی و دشت ارژن ساکن هستند.

اولاد محمدعلی: محمد علی صیدالی دارای چند فرزند ذکور با نام های عبدالرحیم، عبدالکریم و شاه محمد بوده که بازماندگان و اولاد آنها به ترتیب شامل سه تش عبدالرحیمی ملاکریمی و کا شامی شامل فامیل های رحیمی، وارستگی و رحیمیان ، کریمی ، کریم نژاد، کریم پور و کریمیان همچنین منصوری، محمدی و محمدیان ساکن در علی آباد و کریم آباد هستند.

اولاد علیداد: در بویراحمد (روستاهای قلات و بلکو) و رستم ممسنی ( روستاهای گوراب و دهنو مرکزی) ساکن هستند . این بنکو شامل فامیل های: محمدی، نگین تاجی، نیکنام، حسن پور، یزدانپناه،عباسی، حسین پور، سیاوش جو، حسینی، حسینیان، هستند. اولاد مندنی با نام فامیل نگین تاجی ساکن در گوراب رستم ممسنی از تش کا حسنی اولاد علیداد هستند. این خانواده صیدالی الاصل بوده و کثرت نام فامیلی نگین تاجی در این روستا سبب غیرمتمایز شدن این خانواده از نگین تاجی های محمدصاقی گردیده. فامیل دیگری بنام عباسی از تش کا محمد اولاد علیداد در روستای دهنو مرکزی شهرستان رستم ساکن بوده و بالغ بر یکصد سال است که در دهنو اقامت دارند.

تش کا زیلاب: (ساکن در یاسوج، روستای کریم آباد شامل فامیل های عباسی، بهرامی و بهرامیان ، بخشایی، روستا و غلام پور)

تش کا سوزی: (ساکن در یاسوج، روستای علی آباد شامل فامیل های کریمی،احمدی و ... )

همچنین آمویی ها (ساکن در خلف آباد یاسوج مشتمل بر خانواده های رحیمی، حسین زاده، جانی نژاد و معین فر، نیکزاد، کریمی،قربانی ، در تنگ سرخ شامل خانواده های: نظری و عبدالی، مرادی و مرادیان، افشون، صفایی، فلاحت و ... ، در کوپن سفلی شامل خانواده های : عزیزی ، محمدی، بخشایی، نیک نژاد و ... یک فامیل دیگر بنام انصاری در مراسخون سفلی، تعدادی با نام فامیل عباسی در فیروزآباد فارس و ....)

آمویی های تیرتاجی با ایل نویی و آمویی های ساکن در جانکی بختیاری دارای قرابت نژادی هستند و پس از جدایی از فامیل خود در تیره آمویی طایفه جانکی بختیاری به بویراحمد کوچ کرده و برای مدتی کوتاه در صالحان بویراحمد ساکن شده و سپس به سررود نقل مکان نموده و در صیدالی های تیرتاجی ادغام شدند و در بازرنگ ( خلف آباد فعلی) دارای خاک و ملک شدند. حسب شجره نامه موجود جد اعلای این طایفه فردی بنام شاه مصیر است.

دو روستا به نام عمویی در ایل ممسنی وجود دارد اگر چه مدرک موثقی در این خصوص موجود ندارد اما گفته ها حکایت از قرابت اهالی آنها با آمویی های بویراحمد دارد اولی در مسیر نورآباد به بوان و دومی عمویی شاپور کازرون می باشد.

اولاد کی شیخ عالی (کا شیخ علی) متخلص به کل گچی هستند. سه برادر بنام های طهماسب، پیران و صیداحمد از نوادگان کی شیخ عالی هستند و دارای اولاد و اقاربی هستند مشتمل بر خانواده های اکبری ، زارع، میهن خواه و حسین زاده ساکن در اکبرآباد یاسوج هستند. جد اعلای این بنکو از بختیاری ابتدا به ایل قشقایی کوچ کرده و سپس بنابر مناسبات قومی به تیره صیدالی طایفه تیرتاجی بویراحمد ملحق گردید. تیره کی شیخ عالی (کا شیخ علی ) بنابر نقل قولی از طایفه اورک باب دینارانی بختیاری و بنابر روایت دیگری از طایفه احمد خسروی می باشد. این بنکو از دیرباز به دیانت و صداقت معروف بوده اند.

نکته قابل ذکر اینکه روستایی به نام کل گچی در دهستان میلاس شهرستان لردگان وجود دارد و کل گچی به بلندی یا کوه گچی اطلاق می شود و اسامی مشابه در کهگیلویه و بویراحمد وجود دارد مانند کل مورگاه و کل حسینک و ... (نظری ،امین.تیر91)

اولادعلی ساکن مازه خریده و زردک، مشتمل بر خانواده های نگین تاجی، زمانی، قیصری، عسکریان، عسکری، عسکرپور و یزدانپناه، عزیزی و قلی پور، رمضانی و نیک نژاد. مالکین سابق روستای جوخله کمهر با نام فامیل محمدی از اولا علی هستند. جد اعلای این طایفه به همراه فرزندان خود از تیره معموری طایفه جانکی ایل بختیاری جدا شده و بنا بر مناسبات قومی به ایل تیرتاجی ملحق شده و در میان صیدالی ها اسکان یافتند.

اولاد عزیز (با فامیلی غالبا" عزیزی و... ساکن در کوپن وسطی و خومه زار ). اولاد عزیز در زمان ولیخان ایل بیگی بویراحمدی به سرپرستی کربلایی محمد از سررود به جنجان ممسنی کوچ کردند و در زمان کریم خان بویراحمدی ، پس از بیست سال تعدادی از آنها به شرق ممسنی (روستای خومه زار معروف به بنکوی کاعزیزی) رفته و تعدادی نیز به بویراحمد برگشتند اما پس از مدت زمان کوتاهی مجددا به کوپن رستم ممسنی کوچ کرده و دارای آب و خاک شدند و تاکنون در آنجا بصورت دائم اقامت دارند. جد اعلای اولاد عزیز سرگذشتی همانند اولاد علی دارد(شناسنامه ایلات و عشایر بویراحمد، غفاری، یعقوب)

سه گلی ها مشتمل بر خانواده های باقری، باقرپور، محمدی، باقری تبار، باقری نسب، زاده باقری، باقرنیا، باقریان، قربانی، دهقان، صادقی، باقری اصل، باقری فرد و ... ساکن در نجف آباد. بخشی نیز در روستای غضنفرخانی کاکان متشتمل بر فامیل های نیکبخت، مصلحی و... بخش دیگری در روستای شولان از توابع بخش حسن آباد شهرستان اقلید، تعدادی نیز در روستای بی منجگان دهدشت، تعداد دیگری نیز در علی آباد یاسوج.

اولاد کا نادعلی شامل فامیل نادری ساکن در وزگ یاسوج، جمشیدی در مازه خزیده و زردک، نوروزی در خان احمد باشت و جوغوره یاسوج، قوامی در تلخسرو.

فامیل محمدپور در قلات که به اولاد کا دشتی معروف هستند اصالتا از شعبه چهارلنگ ایل بختیاری هستند از بدو تاسیس قلات ساکن این روستا بوده اند. بختیاری های شرف آباد، تل زالی، دهنو، وزگ و تنگ سرخ با این فامیل دارای قرابت نژادی هستند.

اولاد شاه مراد شامل فامیل مرادی ساکن در مازه خریده و قلات و کوپن.

اولاد کا حسنی معروف به حیدری ساکن در کریم آباد یاسوج.

اولاد کاطاهر شامل فامیل طاهری و صدر ساکن در اکبرآباد یاسوج که اصالتا تاعباسی هستند. در کتاب ریاض الفردوس خانی مربوط به اوایل صفویه از دو طایفه بویراحمد اردشیری و بویراحمد عباسی سخن به میان آمده. به نظر می رسد تاعباسی ها از بازماندگان بویراحمد عباسی باشند و در سده های گذشته در مناطق بابکان، تنگ تامرادی و میدگان نشمین داشته اند. قشلاق این طایفه از قدیم رستم ممسنی و کهگیلویه بوده. این قوم کهن در حال حاضر دارای سازمان مستقل طایفه ای نمی باشد و هم اکنون یکی از تیره های طایفه بابکانی می باشد.‌ تعداد از تاعباسی ها نیز در قشقایی، ممسنی، دیگر طوایف بویراحمد و ... سکونت دارند.

تعدادی از اهالی محترم روستای قلات با نام فامیلی یوسفی، رنجبر، علی پور ، کرمی و رکوم اصالتا از ایل بزرگ قشقایی هستند و از قدیم الایام‌ به علت حسن همجواری و نجابت و پیوندهای فامیلی با اهالی، بخش لاینفک ایل محسوب می شوند.

تعدادی از صیدالی ها ساکن کوخدان و سیسخت هستند با نام فامیل الاهی، عبداله پور و پاکباز و یک فامیل دیگر هم بنام زمانی در زیردو رستم ممسنی ساکن هستند. ظاهرا این گروه زمانیکه تیرتاجی ها در مزدک ساکن بوده اند از ایل و تبار خود جدا شده و به ناحیه سیسخت و کوخدان و دیگر مناطق رفته اند.

تعدادی از بزرگ زادگان با نام حسن پور ، سلیمانی ، آرامشیان ، طیبی و صفایی که از قدیم الایام در ایل حضور دارند.

اولاد مرادحاصل با نام فامیل نجفی و مرادی در اکبرآباد و کریم آباد یاسوج و تعدادی در هنگام فارس ساکن هستند. این فامیل اصالتا از طایفه دولیاری هستتد که سابقا در ماهور باشت سکنی داشتند و بنا همجواری در یئلاق و قشلاق و بر مناسبات قومی به ایل تیرتاجی ملحق گردیدند.تعدادب از این فامیل در ایل قشقایی، طایفه کشکولی، تیره لر سکنی داشته و تا حال حاضر عشایر می باشند.

......................................................................................................................

مرکزاصلی تیره اولاد نبی در روستای چنارستان یاسوج (یئلاق) و دهستان گرمسیری لیشتر دوگنبدان (قشلاق) همچنین شهرستان های رستم و ممسنی می باشد. نبی یا نبی الله فرزند امیرزالی و برادر صیدال بوده ونیای مشترک تیره اولاد نبی می باشد.این تیره مشتمل بر چند اولاد است از جمله: اولاد کانجف، اولاد کاسلیمان، اولاد کامحمدسلیح، اولاد کاصیداحمد و اولاد ملا خدامراد. اولاد نبی ها عمدتا در چند ناحیه به شرح زیر ساکن هستند: بویراحمد شامل (شهر یاسوج و چنارستان، چند خانوار در کاکان، اکبرآباد، سپیدار، دروهان و ضرغام اباد) ، گچساران شامل (لیشتر و شهر دوگنبدان) ممسنی شامل (مصیری، گوراب، زیردو، دزک رستم، قلعه بجی، دشمن زیاری و اطراف شهر نور آباد) گروهی دیگر از اولاد نبی ها در زمان پهلوی اول ابتدا به رستم ممسنی سپس به مناطق قندیل چنارشاهیجان ( بنکوی ایلون کشکولی) همچنین دشمن زیاری ممسنی (با نام فامیلی فریدونی و بذرافشان در روستاهای بلیطک، بخشی یا گرگدو و محمیدی) و گره بالاده کازرون (ایل قشقایی) کوچ کردند. از بنکوی مذکور تعدادی کوچ نشین بوده و تحت عنوان تیره لر از طایفه کشکولی در ایل قشقایی موجودیت داشته و برخی نیز اسکان دائم یافته اند. در منطقه رستم فامیل های احمدی در مصیری و گوراب، نگین تاجی و نادری و زمانی در زیردو اقامت دارند.

این تیره نیز مانند تیره صیدالی از بازماندگان امیران اتابکان لر بزرگ هستند.(نظری ،امین.تیر91)

......................................................................................................................

تیره حاجتی در شرف آباد و مداب دارای آب و خاک بوده و بخشی از آنها نیز در محمود آباد یاسوج و اطراف یاسوج، حوالی باشت ، دژسلیمان گچساران و شهر نورآباد (امامزاده شاه داوود) ساکن هستند. همچنین دارای یک آبادی درکنار کوه خائیز دهدشت می باشند. (نظری ،امین.تیر91)

جد مردم این تیره شرون فرزند امیرحاجتی نام دارد. شرون دارای دو فرزند بنام های امیرحاجتی و امیر بردعلی بوده و به این دلیل به حاجتی تخلص یافته اند. حاجتی ها و امیرهای تیرتاجی دارای نیای مشترک می باشند و از بازماندگان امرای سلسله باستانی اتابکان لر بزرگ (ساکن در ایذه و مال امیر) می باشند. تیره حاجتی شامل شش اولاد به اسامی: کاجونباز، کاعلیداد، کابردعلی، کاکرمعلی، کاغلامعلی و بختیاریها است.

احتمالا حاجتی ها با (شرونی) های بویراحمد سفلی و دهدشت دارای ارتباط نژادی می باشند.

یئلاق این طایفه در بید سردره، مداب علیا و سفلی و قشلاق آنها در دره لا ، حوالی کوه دین و تنگ دالی گچساران می باشد. (نظری ،امین.تیر91)

......................................................................................................................

تیره محمدصادقی در دولت آباد وکاکان یاسوج (خنگ، پوزه سفید، زرده خانی و قلندری) و فارس شامل: رودبار همایجان از توابع شهرستان سپیدان، روستای خواجه جمالی ازتوابع دهستان خشت کازرون ، روستاهای گوراب و ضامنی و بعضا بابامیدان رستم، جنجان و تیرتاج دشمن زیاری ممسنی، بخشی نیز در باشت (گوهرگان و دیگر مناطق) و شهر دوگنبدان زندگی می کنند. چند خانوار نیز در مارگون و آب چناران لوداب بویراحمد سفلی زندگی می کنند که قشلاق آنها تنگ هیگون می باشد. طبق شجره نامه موجود تمامی محمدصادقی ها و کوهینی ها از اولاد و احفاد سه برادر به نام های (محمدصادق، محمدامین و محمدرحیم) بن امیرغلام شاه بن امیر شاه محمد نگین تاجی بویراحمدی هستند و ارتباط نژادی آنها با امرای سلسله باستانی اتابکان لر بزرگ مشهود است.

از کهیان تا کوهین

گستره قومی این طایفه کهن از کهیان بختیاری تا کوهین فارس می باشد و این دو مکان در واقع یک نام با دو لحجه لری بختیاری و لری فارس و بویراحمد می باشد. محمدصادقی ها و کوهینی های بختیاری و فارس دارای نیای مشترک می باشند .کوهینی های های بختیاری در روستاهای کهیان علیا و سفلی در بخش مرکزی لردگان سکونت دارند. کوهینی های فارس ساکن در منطقه کامفیروز شامل روستاهای؛ کویین(کوهین)، عباس آباد، دژکردک، جیدرزار، بزی، خواجه، لیرمنجان، خرم مکان، مشهد بیلو و قلعه نو ابرج ، همچنین منطقه بیضا شامل روستاهای ؛ سه تلون، علی آباد و سراب از کوهینی های تیرتاجی تبار مهاجر به فارس هستند که ابتدا در کوهین (کویین) کامفیروز ساکن شدند و به مرور زمان از آنجا به دیگر مناطق یادشده رفتند. بازه زمانی کوچ آنها به فارس از زمان صفویه تا دوره پهلوی دوم می باشد.

( سیر الخط این تیره از ایذه و مالمیر به کهیان لردگان و مال خلیفه سپس به دمرود و در نهایت به سررود بویراحمد و فارس)

تمام محمد صادقی ها تا زمان خداکرم خان بویراحمدی (مقارن با سلطنت ناصرالدین شاه قاجار) در کنار هم به سر می بردند که از آن تاریخ به بعد به دلایلی مانند توسعه طلبی های ارضی و ازدیاد جمعیت، بخشی از آنها به خارج از بویراحمد مثل ، کاکان و شمال فارس شامل کوهیون کامفیروز فارس و اشکان و دشمن زیاری ممسنی، بیضا و کامفیروز، باشت و صحرای خشت و... رفتند که به محمدصادقی و کوهینی معروف هستند.(نظری ،امین.تیر91)

وجود سندی پوستی مربوط به سال ۱۰۲۸هجری قمری و دوران صفوی به امضاء بزرگان این طایفه و حاکم وقت شولستان، حاکی از موجودیت مکتوب و ثبت شده این قوم و همچنین تملک بخشی از اراضی سررود (بلکو تا دره گرم) توسط امیرغلام بن امیر شاه محمد نگین تاجی بویراحمدی و فرزندان وی به نام های محمدصادق، محمدامین و محمدرحیم است.(نظری ،امین.تیر91)

تیره محمدصادقی هم اکنون به سه اولاد محمدکریم ، رمضان و صیدال تقسیم می شود . اولادهای محمدکریم و رمضان از فرزندان محمدرحیم و اولاد صیدال از فرزندان محمد امین و کوهینی های ساکن در کاکان و مناطقی از فارس شامل ممسنی و رستم، خشت کازرون (خانواده محمدصادقی) و صحاری کامفیروز و بیضاء فارس، همچنین باشت (بخشی از طایفه گوهرگانی و دولتیاری) از بازماندگان محمد صادق می باشند و به واسطه ارشدیت و بزرگتر بودن محمدصادق ، همگی به محمدصادقی معروف شده اند. این تیره دارای تعداد زیادی وابسته (خالو و خواهرزا) می باشد که در بین آنها زندگی می کنند. محمدصادقی های روستای رودبال سپیدان از اولاد رمضان و محمدصادقی های گوراب رستم بیشتر از اولاد صیدال و تعدادی هم از اولاد رمضان هستند.(نظری ،امین.تیر91)

قشلاق محمدصادقی های دولت آباد در گچساران به ترتیب : اولاد ملا صیدال در گچ عوض، اولاد محمدکریم در دشت گز و اولاد رمضان در کوه دین و بلیسک دوگنبدان بوده و یئلاق سرحدی آنها مناطق سررود، برد گنجی، سنگ منگ، دره گرم، آب نهر، چم غنی، آب نفتی و پ... در بویراحمد می باشد. (نظری ،امین.تیر91)

......................................................................................................................

تیره یاسیچی از ساکنین بومی شهر یاسوج و از قدیمی ترین سکنه بومی شناخته شده بویراحمد هستند. نام شهر یاسوج از ده یاسیچ از نام این تیره گرفته شده. دارای چند فامیل به نامهای کیامرثی، فرامرزی ،رستمی، حیاتی و خورشیدی هستند که از زمان قدیم در این منطقه به عمران و آبادی و کشاورزی مشغول بوده اند. جوی های آبی معروف به جدول قدم و جدول فرامرزی که سراب آنها در تنگه آبشار یاسیچ است توسط افرادی از این طایفه در ازمنه قدیم ایجاد گردیده. یاسیچی ها از زمان باستان از صحاری شولستان (رستم و ممسنی امروزی) برای قشلاق و گذراندن فصول سرما استفاده می کردند.(نظری ،امین.تیر91)

بنابر نظر مطلیعین محلی و به نقل از فارسنامه ناصری (حاج نیاز یاسیچی) سرسلسله خوانین اردکان فارس از تیر و طایفه یاسیچی می باشد که در اوایل حکومت قاجار با ابوابجمعی خود به اردکان فارس مهاجرت نموده و زمام امور آنجا را به دست گرفتند. یکی از افرادی که بهمراه حاج نیاز یاسیچی به اردکان فارس مهاجرت نمود قاسم خان برادر ایشان بود. نوادگان قاسم خان، عبارتند از خاندان های خداکریم، قادری و قاسمی که هم اکنون در اردکان و شیراز زندگی میکنند. چشمه قاسم خانی واقع در باغات رویه بال اردکان، چشمه پر آبی است که در ملک شخصی قاسم خان قرار داشته و کماکان با همین نام شناخته می شود.

فارسنامه ناصری: (یاسیچ نام قریه اي است از توابع تل خسروي کوه گیلویه)

(حاجی بابا خان پسر حاجی علی کلانتر پسر نیاز یاسیچی است)

حیات حاج نیاز یاسیچی در زمان سلاطین زندیه بوده و با فراهم کردن سپاهی وارد کارزار حمایت از لطفعلی خان زند می شود.

تعداد زیادی از یاسیچی ها در استان فارس : شهر گله دار ، دهستان کامفیروز و منطقه همایجان (سربست، دمقنات، دهبید، رودبال) همچنین شهرستان رستم شامل: مصیری، جعفرآباد و ... ساکن هستند. عده‌ دیگری از یاسبچی ها قبل از اصلاحات اراضی به منطقه پادنا عزیمت کردن و مالک روستاهای بازارگاه و رهیز شدند و تاکنون در آن منطقه حضور دارند.(خورشیدیان)

حوادث و درگیری های سازمان یافته در زمان صفویه باعث متفرق شدن بخش زیادی از یاسیچی ها شد.

تعداد زیادی نیز در سال ۱۰۷۰ ه ق به همراه ملا فریدون لر به گله دار رفته اند و در آنجا ساکن شده اند. اسنادی مربوط به سال های ۱۰۲۸و ۱۲۱۲ هجری قمری حاکی از موجودیت پرقوام این طایفه در زمان قدیم در سررود بویراحمد است.(نظری ،امین.تیر91)

......................................................................................................................

تیره امیر یکی از تیره های کوچک تیرتاجی و مشتمل بر سه اولاد به نامهای (شاپور - فرج - حبیب ) است. جد اعلای امیرهای تیرتاجی امیرعبدالله نام داشته و دارای برادرانی به نام های؛ امیر حاجتی و امیر احمد بوده. امیر حاجتی جد حاجتی های تیرتاجی و امیراحمد جد احمدغریبی های ساکن در بویراحمد سفلی می باشد. امیرها به ترتیب اولاد در جدول قدم یاسیبچ، سالم آباد، روستای کردلاغری و شرف آباد امیری وبخش دیگری از آنها نیز سابقا به فارس شامل: ایل قشقایی، منطقه همایجان اردکان فارس، منطقه رستم ممسنی (مصیری و کوپون)، کامفیروز (خانیمن و مهجن آباد)، تعدادی هم به بیضاء(روستای امیرآباد و تخته سنگ)، خشت کازرون همچنین پشت دنا مهاجرت کرده و اقامت دائم دارند.(نظری ،امین.تیر91)

ارتباط نژادی آنها با امرای اتابکان لر بزرگ مانند دیگر تیره های تیرتاجی مشهود است. اغلب امیر های ساکن کامفیروز و بیضای فارس از اولاد شاپور هستند و روزگاری در زیرتل یاسوج ساکن بوده اند. آخرین کلانتر امیران تیرتاجی امیرعلی پناه بود که طی یک درگیری ایلی توسط تیرتاجی ها کشته شد و بازماندگان وی به کامفیروز مهاجرت کرده و تاکنون در آنجا اقامت دارند.

گستره کوچ امیرها مانند دیگر تیره های طایفه تیرتاجی نبوده. در آخرین بازه زمانی که تا انتهای پهلوی اول ادامه داشته، بصورت محدود از بخشی از منطقه رستم ممسنی(یقه سنگر تا کوپون) به عنوان قشلاق استفاده می کردند.

......................................................................................................................

اولاد عالی که به مادوانی معروفند درروستای مادوان علیا (نشیمنگاه ناصرخان طاهری) زندگی می کنند. این تیره از کهن ترین تیره های تیرتاجی است و دارای مردمانی اصیل است. سابقه سکونت این تیره در بویراحمد به دوران خیلی قدیم بر می گردد. داستان هایی که کهنسالان و بزرگان این تیره نقل می کنند حاکی از آن است که نیاکان آنها شاهد ورود امامزادگان سررود بویراحمد به این منطقه هستند. یک خانوار از مادوانی ها نیز در دشتروم (مهدی پور) و یک فامیل دیگر در روستای نره گاه ( خالق پناه) ساکنند. همچنین مادوانی ها در دو روستا در فارس شامل دهستان همایجان سپیدان فارس و دهستان شاپور کازرون ساکن و دارای آبادی هستند.(نظری ،امین.تیر91)

گستره کوچ این طایفه دریک قرن اخیر محدود بوده و به دامنه های دنا ختم میشده.

تیرتاجی های مادوان شامل خانواده های زیر هستند؛

تیرتاجی، صفائیان، صفایی، صفی پور، شیری، شنبه پور، جمعه زاده، خالق پناه، مهدی پور، نوریان، جعفری، اسمی پور، عوض پور، رحمانی و ...

این تیره نیز مانند دیگر تیره های تیرتاجی دارای ارتباط نژادی با امرای اتابکان لر بزرگ می باشد.

......................................................................................................................

اولاد حاتم به دلیل سکونت در روستای دهنو به دهنویی معروف بوده و در همانجا سکونت دارند.شواهد حاکی از اسکان دهنویی ها در زمان کریم خان بویراحمدی در این آبادی می باشد. اولاد حاتم قبلا در تل زالی ساکن بوده و به مناسبت اسکان در روستای جدید، آبادی آنها به دهنو معروف گردید.

ملا راه خدا نگین تاجی از معتمدین کریم خان بهادرالسلطنه بویراحمدی پس از سلسله زد و خوردهایی که با کسان خود از جمله پسر عمویش عباسقلی در همراهی با کریم خان با قشقایی ها داشت اقدام به گسترش مرزها و اراضی خود نموده و سپس با کسان خود در دهنو ساکن شده و اصطلاحا با برانداختن شجر و حجر اقدام به عمران و آبادی نمودند. این روستا داری سه جوی آبی و سه آسیاب آبی بود که برای استفاده سکنه و اهالی منطقه از آن استفاده میشد.

تعدادی از دهنویی ها در روستای مارگون سپیدان فارس، سروک، گنجگان و سرآبتاوه بویراحمد سکونت دارند. جد اعلای دهنویی ها از چله گاه بختیاری به بویراحمد آمده. دهنویی ها در زمان کوچ گاها به دریلا در منطقه دوگنبدان میرفته اند . (نظری ،امین.تیر91) .

......................................................................................................................

تیره محمودآبادی به دلیل سکونت در روستای محمودآباد یاسوج (نشیمنگاه محمدحسین خان طاهری) به محمودآبادی معروف شدند. اطلاق نام محمود آباد به این منطقه به دلیل سکونت اولاد و منصوبین شخصی به نام محمود می باشد که در واقع جد اعلای مردم این تیره می باشد. محمودآبادی ها و محمدصادقی ها از شاخه کوهینی ایل تیرتاجی می باشند و دارای نیای مشترک هستند. قدمت و اصالت این تیره تا بدانجائیست که در فارسنامه ناصری از آن یاد شده. دارای تعدادی زیادی وابسته در کنار خود هستند. تعداد زیادی از خانواده های این تیره در گذشته به شهر اردکان در فارس، منطقه کامفیروز فارس(کوهین) و طایفه گوهرگانی در باشت (بنکوی تاجگردون و ...) مهاجرت کرده اند. یک فامیل هم در سروک و شهر دوگنبدان ساکن می باشد(فامیل محمدحسینیی). فامیل دیگری بنام زمانی و زمانیان هم در تنگ سرخ بویراحمد ساکن می باشد. تیرتاجی های محمودآباد دارای تعداد زیادی وابسته از دیگر طوایف در کنار خود هستند که از قدیم الایام در نهایت اتحاد و دوستی در کنار هم زندگی می کنند. قشلاق این تیره در مناطق مختلف دوگنبدان به ویژه دشت بلوط و یئلاق آنها در ارتفاعات محمودآباد می باشد. موجودیت این طایفه در سررود بویراحمد نوسط فارسنامه ناصری و اسناد قدیمه دیگر تائید گردیده. این مردم دارای قرابت نژادی با امرای سلسله اتابکان لر بزرگ هستند. (نظری ،امین.تیر91)

......................................................................................................................

بخشی از نگین تاجی ها (تیرتاجی ها) در گله دار فارس از توابع شهرستان مهر در جنوب استان فارس زندگی می کنند. به اذعان آقای الیاس خان مالک مقدم ملا فریدون لر سرسلسله خوانین گله دار ازطایفه نگین تاجی بوده که در زمان حکومت صفوی ها و درسال ۱۰۷۰ هجری قمری هزار خانواده از طوایف کهگیلویه و بویراحمد را به آن نواحی کوچانده و تا این زمان در آنجا بصورت دائمی سکونت دارند. (مالک مقدم از خان زادگان و اعقاب ملا فریدون می باشد. (نظری ،امین.تیر91)

ساکنین روستاهای، دهنو، بهرستان، هورمه، نوآباد، سرگاه، مزایجان و چاه محمدحاجی از جمله لرهای کوچنده از گهگیلویه و بویراحمد به گله دار فارس می باشند.(نظری ،امین.تیر91)

......................................................................................................................

وجه تسمیه نگین تاجی

محقق گرامی آقای یعقوب غفاری(از سادات موردرازی بویراحمد وحضرت شاه مختار) درباب کلمه نگین تاجی روایتی به شرح زیر نقل میکند:

زمانیکه کیخسرو پادشاه کیانی در شهر باستانی تل خسرو قصد تاجگذاری داشت,سران همه طوایف را دعوت کرد و تاج پادشاهی توسط رئیس این طایفه به سر کیخسرو گذاشته شد, از آن تاریخ به بعد به این طایفه"تاجی" گفتند. قرنها گذشت تا زمانیکه امامزاده شاه عسکر (پدر امامزاده های بویراحمد سردسیر و مدفون در کریک) به این منطقه آمد و در دیدار با سران طوایف درباره سوابق آنها سوالاتی کرد. رئیس این طایفه ضمن دادن توضیح درباره عنوان" تاجی" توسط کیخسرو خود را معرفی کرد.شاه عسکر خوشحال شد و با اهداء نگین انگشتری خود به او اعلام کرد که از حالا به بعد نام این طایفه "نگین تاجی" خواهد بود, و از آن تاریخ به به نگین تاجی مشهور شدند.

......................................................................................................................

توضیح؛ جانکی سردسیر نشین ساکن در محدوده شهرستان لردگان مشتمل بر طوایف زیر است:

جلیلی ، معموری ، آمویی ، ریگی ، بارزی ، منجی ، هلیساد ، شیاسی ، سرتک ، بوگری ، شیرانی ، رفن ، سونکی ، خالدی منجی ، سادات بیدله ، میلاسی ، میرزایی ، ابراهیم محمدی ، دلورون (ساکن درمحله ای در شهرستان دزفول ولی خواستگاه آنها خانمیرزا است)

+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۳۹۱/۰۴/۱۳ساعت   توسط   |